بسم الله الرحمن الرحیم
کسی که درونش از معقولات و حقایق خالی است ؛ این شخص خلأ دارد و می خواهد این خلأ را در بیرون از وجودش پر کند ، لذا دائم از این و آن توقع دارد که چرا تو بی معرفتی و به من سر نمی زنی ؟ چرا مکه رفتی و از من خداحافظی نکردی ؟ چرا من را دعوت نکردی؟ چرا من از مکه اومدم به دیدنم نیامدی ؟ و خلاصه از زمین و زمان انتظارات بیجا دارد ؛ چون خلأ دارد و می خواهد تنها یی اش را با بودن در کنار دیگران پر کند ، حال هرچند که دیگران هم که در اطراف او هستند ، دائم با او باشند و این خلأ را کاذبانه پر کنند ؛ اما او چون در درونش خلأ دارد و خالی است هیچگاه از آنان راضی نخواهد بود و همیشه متوقّع است .اما کسی که درونش پراز معقولات است و به هستی با دیدگاه توحیدی می نگرد ؛ هم خودش در درونش به آرامش رسیده و در درون آرام و ساکن است و هم کسی را که با او همنشین می شود را به این آرامش و پری حقیقی می رساند . چون قبلا عرض شد کسی که به نور وجودش رسید ؛ می تواند این نور را به دیگران هم منتقل کند و با همین پری حقیقی و وجودی به عالم بعدی منتقل می شود و فردا هم این امنیت و آرامش درون را خواهد داشت و با این انیس و همدم درونی خود فردا هم مأنوس است . اما کسی که امروز درونش از این معقولات خالی است و هنوز در چکه زدن دو دو تای زندگی دنیا غرق است و سرخود را در جاذبه های فانی و تو خالی دنیا گرم کرده و با این خلأ درونی تا پایان عمر زندگی می کند و با این پری کاذبانه هم از دنیا می رود و این خلأ و خالی بودن درون را با خود به عالم بعد هم منتقل می کند و در آن عالم هم خلأ دارد و تنهاست و این تنهایی او در آنجا وحشتناک است و فردا از این تنهایی خود در عذاب الیم است .
برچسبها:


















